دكتر عقيقى بخشايشي
963
چهارده نور پاك ( فارسي )
به محضرش عرض نموديم لطفا ما را نصيحت نما اى فرزند رسول خدا ! امام ( عليه السلام ) فرمودند : " مى بايست قوى و نيرومند شما به ضعيف و ناتوانتان كمك كند ، هر كدام از شما خيرخواه آن ديگرى باشد به همان ترتيب كه خيرخواه خويشتن است ، اسرار ما را بپوشانيد ، دشمنان را به گردنهاى ما تحميل ننمائيد ، بنگريد آنچه را كه از سوى ما به شما مى رسد اگر موافق قرآن مجيد باشد پس دريافت كنيد ، اگر مخالف قرآن باشد پس ردش كنيد و اگر امر بر شما مشتبه گردد پس در مورد مشتبه توقف نماييد ، و شرح آن را به خود ما برگردانيد تا آنكه شرح و تفصيل دهيم اگر همانگونه باشيد كه توصيه نموده ايم به ديگرى تعدى و تجاوز نمى كنيد و اگر كسى از شما تا ظهور ما بميرد پس در حكم شهيد مى باشد و اگر قائم ما را درك كند و در ركاب او بميرد پس اجر دو شهيد را دارد و اگر در پيش در راه دفاع از ما بميرد اجر 20 شهيد را دارد " . ( 1 ) ضرب نخستين سكه به راهنمايى امام باقر ( عليه السلام ) على كسايى ( 2 ) فرزند حمزه دانشمند معروف نحوى مى گويد : روزى هارون الرشيد را
--> 1 . بحار الانوار ج 17 ، ص 166 - به نقل از ائمتنا دخيل ص 326 . 2 . على بن حمزه معروف به كسايى فارسى الأصل در كوفه بزرگ شده است و در بغداد سكونت مى ورزيد . نحوى پيشواى نحو و قرائت و تفسير در قرن دوم هجرى و يكى از دوستداران راستين اهل بيت ( ع ) مى باشد او در يكى از آباديهاى اطراف كوفه متولد گرديد و در همانجا مقدمات و مبادى علوم را فرا گرفت در كبرسن به نحو و علوم ادبى پرداخت در بغداد سكونت گزيد و در رى در هفتاد سالگى وفات نمود او مؤدب ومعلم هارون الرشيد و فرزندش امين بود ، او از نظر نژاد ايرانى است اخبار و مطالب او با دانشمندان وادباء فراوان مى باشد . زركلى صاحب الأعلام مى نويسد : " او تصنيفات وتأليفات متعددى دارد : يكى از آنها " معانى القرآن " ، " المصادر " ، " الحروف " ، " القراات " ، " النوادر " و " المتشابه في القرآن " مى باشد او در سال 189 ه در رى از دنيا رفت " . صاحب الكنى والألقاب مى نويسد : ابوالحسن على بن حمزه كوفى بغدادى شيعى مقرى نحوى ، يكى از قرآء هفتگانه معلم محمد امين پسر هارون الرشيد بوده است وعلامه بحرالعلوم ( ره ) گويد : " او قرائت را از حمزة بن حبيب زيات فرا گرفت نزد وى آمد در حالى كه به كساء پيچيده بود پس حمزه پرسيد كيست اين فرد كه قرائت مىكند ؟ گفتند : كسائى پس اين اسم بر او باقى ماند برخى نيز گفته اند او با كساء و عباى خود احرام بست پس ملقب به كسائى گرديد . برخى گفته اند كه رشيد در سال 189 مسافرتى به طوس نمود كه همراه او كسائى و محمد بن حسن شيبانى فقيه حنفى حضور داشت پس اتفاقا هر دو آنها در رى مردند و هارون گفت فقه و عربيت هر دو در رى مدفون شدند و در فهرست ابن نديم نيز آمده است كه كسائى در = + * * * + = سال 179 در " زيتونيه " قريه اى از قراء رى از دنيا رفت " .